جهت ورود به تالار گفتمان سایت کلیک کنید

میراث ماندگار استیو جابز

با گذشت تقریباً ۵ سال از مرگ استیو جابز، شاید ماندگار ترین میراث او این باشد که چگونه این تعداد از محصولات اپل به شکلی بی سابقه به بخشی از زندگی کارمندان و کارفرماها تبدیل شده است. یکی از نمونه های این موضوع آیپد است. از این محصول در ابتدای عرضه اش در سال ۲۰۱۰ بدگویی های زیادی شد. بسیاری آن را یک ابزار ناپخته دانستند؛ محصولی که از دید بعضی ها یک موبایل بیش از اندازه بزرگ و از دید برخی دیگر یک لپتاپ بیش از اندازه کوچک به حساب می آمد. به گفته ی مجله ی وایرد، اریک اشمیت گوگل در آن زمان در مورد آیپد گفته بود: «یک نفر به من بگوید فرق یک تلفن بزرگ و یک تبلت چیست». بیل گیتس نیز گفته بود: «من هنوز فکر می کنم ترکیبی از صدا، قلم و یک کیبورد واقعی پرطرفدارترین ترکیب خواهد بود. آیپد ریدر بدی نیست، اما هیچ چیز در آن وجود ندارد که با نگاه کردن به آن بگویم کاش مایکروسافت زودتر این کار را کرده بود».

میراث ماندگار استیو جابز

علاوه بر اینها، همانگونه که وایرد نقل می کند، جابز در حال مقاومت در برابر یک واقعیت مسلم بازار بود: از سال ها پیش از آن، تولیدکنندگانی نظیر زیراکس، تندی و گو کورپ در تلاش برای تولید تبلت بی نقصی برای مصرف کنندگان با شکست مواجه شده بودند. جالب تر از همه این است که ۲۰۱۰ خیلی هم قدیمی محسوب نمی شود. اغلب ما به یاد می آوریم که در این موارد با منتقدان هم عقیده بوده ایم و یا حداقل منظورشان را می فهمیدیم. اما جابز چه چیزی می دانست که ما نمی دانستیم؟

به طور قطع جابز در مورد زمان مناسب برای معرفی این محصول به بهترین شکل ممکن عمل کرد. تا سال ۲۰۱۰ بازار به تلفن های بدون کلید اپل که با لمس صفحه نمایش کار می کردند عادت کرده بود. اما پای یک عامل دیگر نیز در میان بود. این محصول قرار بود چه مشکلی را حل کند؟

مشکل را خود اپل به فضل محبوبیت آیفون های تولیدی اش به وجود آورده بود. وایرد موضوع را اینگونه توضیح می دهد: «اغلب افراد لپتاپ را برای کاربردهایی که برایش طراحی شده است از جمله کارهای سنگین دفتری، نوشتن، آماده سازی ارائه، و یا تجزیه و تحلیل های مالی، خریداری نمی کنند. بیشتر استفاده ی مردم از لپتاپ برای ارتباطاتی مثل ایمیل پیام های متنی، توئیتر، لینکدین و فیسبوک؛ استفاده از اینترنت و استفاده های رسانه ای مثل تماشای فیلم یا مطالعه ی کتاب، شنیدن موسیقی و بازی است. جابز گفته بود همه ی این کارها را می توانید روی آیفون انجام دهید، اما نمایشگر آن کوچکتر از آن بود که بتوان به راحتی چنین استفاده هایی از آن کرد. از طرف دیگر می شد همه ی اینها را روی یک لپتاپ انجام داد، اما کیبورد و ترک پد این کار را کمی دست و پا گیر و عمر کوتاه باتری اغلب آن را به اتصال به شبکه ی برق منوط می کرد».

کلید حل این مشکل نیز بزرگ کردن اندازه ی صفحه نمایش بود. اما این نوع طراحی از کجا به ذهن جابز رسیده بود؟ کتاب ها و فیلم های زیادی در مورد جادوی تفکر جابز نوشته و ساخته شده اند. اما اغلب منابع طراح اسطوره ای یعنی پائول رند را یکی از شخصیت های فوق العاده تأثیرگذار بر تفکر جابز می دانند.
لوگوی IBM، ABC، وستینگ هاوس، UPS، و رایانه های NeXT جابز از جمله شناخته شده ترین طراحی های رند هستند. خطوط فکری موازی بی نهایت زیادی می توان در شخصیت و زیبایی شناسی جابز و رند پیدا کرد. جابز در یک مصاحبه ی ویدیویی به همراه داگ اوانز و الن پوتاش توضیح می دهد که چه چیزهایی در کار رند تحسین او را بر می انگیزند. توضیحات جابز در مورد پوتاش شباهت زیادی به خودش و محصولات اپل دارند:

«پائول ترکیب در هم پیچیده ی بسیار جالبی از یک هنرمند ناب و کسی است که زیرکی زیادی در حل مشکلات کسب و کاری دارد. در واقع من همانقدر که او را یک هنرمند می دانم، او را فردی مشکل گشا در حل مسائل تجاری نیز به حساب می آورم. در کنار هم قرار گرفتن همین دو ویژگی است که او را منحصر به فرد می کند. کار او برای من بسیار احساسی است و در عین حال وقتی آن را بررسی می کنی می بینی بسیار هوشمندانه هم هست. اگر سطح آن را بتراشید عمق مهارت حل مسأله ای که رخ داده است را خواهید دید اما در نگاه اول، کارش فوق العاده احساسی و هیجان انگیز به نظر می رسد».

شباهت های این دو به همینجا ختم نمی شود. ایوانز و پوتاش از جابز می پرسند کار کردن با رند چه حسی داشت. توصیف جابز از رند با توصیفاتی که بعدها بسیاری از تحلیل گران از شخصیت و تفکر طراحانه ی خود جابز کرده اند شباهت زیادی دارد. او گفت:

«رند شخصاً از بیرون انسان فوق العاده بداخلاق و زودخشمی است. این نحوه ی برخورد او با آن بخشی از دنیاست که لزوماً دوست ندارد با آن برخورد داشته باشد. در مورد لوگوی NeXT از او خواستم چند گزینه در اختیارم قرار دهد و او گفت نه، من مشکلت را حل می کنم و تو هم پولش را می دهی. اگر حق انتخاب می خواهی به سراغ دیگران برو. اما من به بهترین نحوی که بلدم مشکلت را حل می کنم. تو خواه از آن استفاده کن و خواه نکن»

در این پاسخ می توان آثاری از صحبت های ماندگار جابز یافت: «نمی توان صرفاً از مشتریان پرسید چه می خواهند و سعی کرد آن را برایشان فراهم کرد. تا وقتی این کار را می کنید، خواسته شان عوض می شود و چیز دیگری می خواهند». این جمله ی او شباهت زیادی با جمله ی معروف هنری فورد دارد که می گوید: «اگر قرار بود من از مردم بپرسم چه می خواهند، می گفتند اسبی سریع تر».

در نظرات جابز می توان این نکته را نیز به وضوح دید که او توجه به حل مسئله را در روحیه ی این طراح به شدت می ستاید. آیپد مثال زنده ای از این مدعاست که جابز این مسئله را در ادامه ی زندگی اش سرلوحه ی کار خود قرار داد؛ امری که نتایج آن نحوه ی کار کارمندان و کارفرمایان را برای همیشه تغییر داد.
منبع: inc

جهت تبادل گفتگو و حل مشکلات در باره این موضوع , کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *